عطا ملك جوينى

669

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

بحث و تفحّص را سر به مهر گذاشتند . تا روز سيّم كه به سعادت خرشيد از مشرق طالع طلوع كرد نهار دولت مخالفان به مغرب ناكامى رسيد و بهار عمر منافقان به خزان كشيد . باز جمعيّت كردند و تمامت جمع شدند . منكو قاآن فرمود كه : « برين منوال از شما نقلى كرده‌اند ، هرچند مصدّق و معقول نمىافتد و در گوش عقل و روان خرد مسموع و مقبول نمىآيد چون امثال اين خيالات كه در دماغ جاى گرفته باشد بازى نباشد و آوازهء چنان مقالات كه در زبان خلق افتاده مجازى نه ، بحث و استكشاف آن از راه طيب طينت و پاكى عقيدت واجب و لازم مىآيد تا چهرهء يقين از غبار شبهت پاك شود و حجاب شك از رخ آفتاب صدق و حقّ مرتفع گردد تا اگر بهتان و افترا باشد كذّاب و مفترى سزاى خويش بر صفحات احوال مشاهده كند و عالميان را اعتبارى و تنبيهى حاصل آيد . » برين موجبات فرمان شد تا پاى از دخول و خروج اردو كشيده دارند . و جماعت امرا و نوينان را چون ايلچتاى نوين و تونال و تاتاكرين و چنكى و قلچقاى و سرغان و تونال خرد و طغان و يسور را كه هريك خويش را در آن مرتبه و منصب مىدانستند كه چرخ برين را بريشان دست نتواند بود و درّ عقد ايشان را كه به دوران ايّام و ليالى انتظام يافته پريشان نتواند كرد ، مگر نمىدانستند كه : كدامين سرو را داد او بلندى * كه بازش خم نداد از دردمندى همه لقمه شكر نتوان فروبرد * گهى صافى توان خورد و گهى درد فرمود تا موقوف كردند . و جمعى ديگر را از اميران تومان از سروران گردنكش كه تسميهء هريك تطويلى دارد و تفحّص و بحث آن آغاز كردند . يرغوچى « 1 » بزرگ منكسار نوين بود و جمعى ديگر از امرا و بزرگان به چند روز به دقايق و غوامض آن يارغو « 2 » مىداشتند و احتياط در آن باب به تقديم مىرسانيدند . اختلاف كلمه چون در ميان آن طايفه ظاهر شد در مخالفت ايشان هيچ خلاف نماند . از خجالت و ندامت هريك به زفان حال مىگفتند يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً « 3 » . ايشان نيز « 4 » اقرار كردند و به گناه مقرّ و معترف شدند . منكو قاآن خواست كه چنانك عادت محمود اوست اغضائى كند و اغماضى واجب دارد كه العفو عند القدرة من مواجب الكرم « 5 » . پادشاه‌زادگان و سروران امرا گفتند كه در كار

--> ( 1 ) - يرغوچى : قاضى ، داور . ( 2 ) - يارغو : بازپرسى و مؤاخذه . ( 3 ) - يا ليتنى . . . اى كاش كه من خاك بودم ( سوره نبأ 78 / 4 ) . ( 4 ) - نيز : در اينجا براى تأكيد فعل است نه فاعل . معنى امروزين آن ملحوظ نظر نيست . ( 5 ) - العفو . . . بخشش به هنگام توانايى از موجبات بزرگوارى است .